مراد على شمس

615

با علامه در الميزان ( فارسى )

آثار منتهى به آن مىشود ، و هرامرى در برابرش خاضع مىگردد . « 1 » [ معناي اسم اعظم ؟ ] س 592 - معناى « اسم اعظم » در عرف مردم چگونه شايع است ؟ ج - در ميان مردم شايع شده كه اسم اعظم اسمى است لفظى از اسماى خداى تعالى كه اگر خدا را به آن بخوانند دعا مستجاب مىشود ، و در هيچ مقصدى از تأثير باز نمىماند . و چون در ميان اسماى حسناى خدا به چنين اسمى دست نيافته و در اسم جلاله ( اللّه ) نيز چنين اثرى نديده‌اند معتقد شده‌اند به اينكه اسم اعظم مركب از حروفى است كه هركس آن حروف و نحوهء تركيب آن را نمىداند ، و اگر كسى به آن دست بيابد همه موجودات در برابرش خاضع گشته و به فرمانش درمىآيند . و به نظر اصحاب عزيمت و دعوت ، اسم اعظم داراى لفظى است كه به حسب طبع دلالت بر آن مىكند نه به حسب وضع لغوى ، چيزىكه هست تركيب حروف آن به حسب اختلاف حوايج و مطالب مختلف مىشود ، و براى بدست آوردن آن ، طرق مخصوصى است كه نخست حروف آن ، به آن طرق استخراج شده و سپس آن را تركيب نموده و با آن دعا مىكنند ؛ و تفصيل آن محتاج به مراجعه به آن فن است . « 2 » س 593 - دربارهء « اسم اعظم » از روايات چه معنا و مفهومى استفاده مىشود ؟ ج - [ رواياتى وجود دارد كه دلالت مىكند بر اينكه اسم اعظم خدا اسم لفظى است ] مثل آن روايتى كه مىگويد : « بسم الرحمن الرحيم » نسبت به اسم اعظم نزديك‌تر است از سفيدى چشم به سياهى آن ؛ و آن روايتى كه مىگويد : اسم

--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 8 ، ص 461 - 463 . ( 2 ) . الميزان ؛ ج 8 ، ص 463 .